


حس خوبی نیست در رویای کسی گم شوی که فکر تو حتی در خوابش هم نمیگنجد... این روزها میگذرند ولی من از این روزها نمیگذرم …

انگشتانم را فرو می برم در چشمانم …این سد اگر فرو بریزد ، دنیا را آب خواهد برد....
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزدی …


کاش از قلبم به قلبش راه داشت / کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
کاش از شوقم چنان مرغ سحر / میزدم گرد مزارش بال و پر
میشنیدم نالههای غربتش / میپریدم تا کنار تربتش . . .
یا فاطمه ی زهرا همه چیز رو به تو واگذار کردم خودت حلش کن....




می کوشم غمهایم را غرق کنم ، اما بی شرف ها یاد گرفته اند ، شنا کنند!
چند روزی هست که حال خوشی ندارم .
روز به روز هم بدتر میشوم . هیچ چیزی آرومم نمیکنه .
کلی به خودم فشار می آورم و با خودم کلنجار میروم ، به هر وسیله ای که شما به ذهنتان برسد متوسل میشوم تا ذره ای آرام بگیرم .
بیفایده است . با تلنگری کوچک دوباره به تلی از آوار تبدیل میشوم .
خسته ام . کلافه ام .
خیلی بیشتر از آن چیزی که کسی بتواند فکرش را بکند .
خیلی دلگیر و دلشکسته ام .
خسته از حرف های تکراری . دلگیر از بحث هایی که هیچ وقت تمامی ندارد .
همیشه آرزو داشتم ، وقتی برای یک نفر و یک موضوع به اندازه کافی وقت و انرژی ( سردرد و بیماری و بقیه داستان ها بماند ) ،
میگذارم ، بعد از یک مدت به نتیجه برسم و از یک زمان به بعد فقط بنشینم و لذت آن را ببرم .
ولی الان فقط احساس میکنم که دارم درجا میزنم .
از گفتن و شنیدن به نتیجه ای نمیرسم .

در جواب اشتباهاتشان ، به من برچسب سخت گیری و بدخلقی میزنند ، در صورتیکه باید این سخت گیری و بد خلقی را در خودشان جستجو کنند .
نه سخت گیرم و نه بد اخلاق .
فقط دنبال صداقت هستم . و با غیر از صداقت به هیچ وجه نمیتوانم کنار بیایم .
فقط دنبال شفافیت و زلال بودن هستم .
چون دل شفاف و جسم و روح صاف و زلال دارم .
و در برخورد با غیر از آن به شدت اذیت میشوم و صدمه میبینم .
من چیز زیادی از این دنیا و آن هایی که با من هستند نمیخواهم .
فقط همین .
ﺑﺎﻭﺭ ﮐــﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯿــﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻗـﺮﺍﺭ
ﺍﺳــﺖ ﺭﻭﺯﮮ ﺑﺮﺳﺪ

ﮐﻪ ﺑﻮد و ﻧﺒـﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾــﺖ ﺑﮯ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﻮﺩ
ﺧﻮﺩﻡﺯﻣﺎﻧﮯ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﮯ
ﺟﺪﺍﯾﮯ
ﺭﺍﺍﻧﺘــﺨﺎﺏ ﻣــﯿﮑﺮﺩﻡ ....

وبلاگ من سلام .
من شرمنده تو هستم .
شده ای مثل یک بچه سر راهی . که دلمان از هرجا که پر است سر تو خالی میکنیم .
شده ای مثل چاه که در وقت غم و غصه و زمانیکه همدم و همصحبتی نداریم با تو درد دل میکنیم و
هر وقت که شاد و سرخوش هستیم فراموشت میکنیم .
تو هم مثل من تکراری شده ای .
آن روزها را یادت هست ؟
با چه شور و اشتیاقی به سراغمان می آمدند .
یادت هست یک لحظه از ما دل نمیکندند . مارا با هیچ چیز عوض نمیکردند .
ما همه دنیا و آخرتشان بودیم .
چقدر با حرف میزدند و درد دل میکردند . چقدر با ما آرام میشدند .
یادت هست که تا دل همیشه بیقرارمان را آرام نمیکردند ، تنهایمان نمیگذاشتند .
آه ! وبلاگ عزیزم ! چه روزها و ایامی بود .
تو هم مثل من بغض داری ؟ تو هم مثل من گریه میکنی ؟ تو هم دلشکسته ای ؟
حق داری .
نمیدانستی که دنیای آدم ها همیشه و تا بوده ، همین بوده .
یکروز هایی همه چیزشان بودیم ، ولی حالا ....... .
وبلاگ نازنینم ! حالا من و تو تنها مانده ایم برای هم . و مطمئن باش من تو را تحت هیچ شرایطی تنها نمیگذارم .
من از تنها فرصت هایی که به من بدهی ، برای تا آخر عمر کنارت ماندن ، استفاده میکنم .
من به تو دروغ نمیگویم و با تو صادق هستم .
بیا و تو هم کمکم کن که سخت به تو محتاجم .

این قاعده ی بازی است...
اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری ...
باختنت حتمی است ...
مراقبِ آخرین جملهی آخرین دیدار باشید ؛دردش زیاد است!

می دانی درد چیست ؟
نگاهت که رفت …
نه !!!
شاید شانه ای که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
دل شکسته ام …
نه!!!
اعتمادی که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
تنهاییم …
نه!!!!
نمی دانی...
تو نمی دانی که پاک و ساده بودن درد است .
پاک وساده که باشی رفتن نگاه ها و دست ها سخت
می شود.
پاک وساده که باشی راحتر میشکنی .
پاک وساده که باشی نگاه ها فرق دارند .
حتی اگر به تمام دنیا خوب نگاه کنی باز
تمام دنیا می تواند به تو بد نگاه کند….
پاک وساده بودن واقعا یک درد است !


می گویند : سـاده نیست . . .
گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!!
امـا من گذشتم . . .

دلشکسته اي لب بام سيگار مي کشيد . . .
خسته بود . . .
آنقدر خسته که يادش رفت بعد از آخرين پُک ...
سيگار را به پايين پرت کند . . .
نه خودش را...

ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم …
من ، تو و رقیبم
تو دست در دست دیگری ….
من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ….
مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل…
آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….
من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت …

نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ ،
مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود ،
چه خاکی بر سر خواهیم کرد . . . ؟!
وقتی من و تو پس از مدت ها ؛
