تو دنیا به هیچکس اعتماد نکن.....

تو دنیا هرچیزی زیادش دل رو میزنه حتی دوست داشتن...

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست...

پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ 11:22

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید

کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست

حضرت سعدی

darkstar

آب نان آواز...

پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ 3:16

کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی 

در قناری ها نگه کنَ در قفسَ تا نیک دریابی 

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است

کمترین تحریری از یک زندگانی

آب ، نان ، آواز!

 ور فزون تر خواهی از آن

 گاه گه، پرواز 

ور فزون تر خواهی از آن، شادی آغاز

 ور فزون تر، باز هم خواهی .... بگویم، باز؟

 آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ سالی گشت 

که کسی به فکر آوازی نخواهد بود....

 

وقتی آوازی نباشد 

شوق پروازی نخواهد بود

 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

darkstar

خسته ام...

چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ 2:3
خسته ام خسته...

کلی دوندگی و تلاش برای بدست آوردن یسری چیزا برای بدست آوردن یچیزای دیگه... دارم تمام تلاشم رو می کنم که دنیایی که آرزوش رو داشتم سازم و به همه روزهای قشنگ زندگیم برگردم...

دارم لحظه شماری میکنم برای برگشتن کسی که این همه من رو به بدبختی انداخته...

الهی شکرت. همه چیز داره درست میشه... 

darkstar
بیوگرافی
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که ز آدمی چه ماند پس مرگ
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ
کدهای وبلاگ